الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
71
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
يعنى گناه كار كه همان ابو جهل مىباشد . روايت شده است كه ابو جهل مقدارى خرما و كره آورد و گفت : اين همان زقّومى است كه محمد ما را از آن مىترساند « 1 » . و تفصيل اين مطلب در سورهء صافات گذشت . ( 1 ) سورهء شصت و ششم : احقاف خداوند مىفرمايد : « وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ قالُوا يا قَوْمَنا إِنَّا سَمِعْنا كِتاباً أُنْزِلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَ إِلى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ » « 2 » ؛ در آن هنگام تنى چند از جنيان را نزد تو روانه كرديم كه قرآن بشنوند . چون نزد او رسيدند گفتند : « خاموش باشيد » و چون به پايان رسيد هم چون هشداردهندگانى به سوى قومشان بازگشتند . و گفتند : « اى مردم ! ما شنيديم كتابى بعد از موسى نازل شده است كه كتابهاى پيشين را تصديق مىكند و هدايت كنندهء به سوى حق و راه راست است . ( 2 ) طبرسى در مجمع البيان از زهرى نقل مىكند كه گفت : هنگامى كه ابو طالب وفات كرد ، گرفتارىها بر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله شدت يافت ؛ لذا به ثقيف در طائف روى آورد به اين اميد كه او را در پناه خود بپذيرند . رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به مكه بازگشت تا اين كه در « نخله » به اقامهء نماز در دل شب پرداخت . در اين حال گروهى از أجنّه كه اهل « نصيبين » بودند او را ديدند كه نماز صبح مىخواند و قرآن قرائت مىكند و آن را گوش كردند . اين حديث از جماعتى كه از جملهء آنها سعيد بن جبير مىباشد ، روايت شده است . « 3 » اين چيزى است كه طبرسى در اينجا نقل كرده است و اقتضا مىكند كه ابو طالب قبل از نزول احقاف ( شصت و ششمين سوره قرآن ) وفات كرده باشد و هنوز بيست سورهء مكى باقى مانده است كه اقتضا مىكند كه در مكه و بعد از وفات ابو طالب و بعد از هجرت به طائف و قبل از هجرت به مدينه نازل شده باشند و اين چيزى است كه مخالف خبر عياشى و صدوق است . « 4 » ( 3 ) اما قمى گفته است : سبب نزول آيه اين بوده است كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله از مكه به سوى بازار عكاظ حركت كرد - و زيد بن حارثه همراهش بود - و در آنجا مردم را به اسلام دعوت كرد ، اما كسى به او جواب مثبت نداد و كسى را پيدا نكرد كه او را به عنوان مهمان بپذيرد ، پس به سوى مكه بازگشت و هنگامى كه به موضعى كه بدان « وادى مجنة » گفته مىشود رسيد ، به اقامهء نماز در نيمه شب پرداخت . در
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 102 و سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 388 . ( 2 ) . الاحقاف ( 46 ) ، 29 - 30 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 139 - 140 . ( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 257 و إكمال الدين ، ص 172 .